امید برگ و بار درختان دروغ بود؟
سرم تو نوت بوک بود .
برچسبها: دختری
دختری برای چندمین بار اومد و گفت:
مامان باب اسفنجی برام بذار با بستنی فالوده ای!
گفتم باشه الان میام.
رفت و مشغول بازی با عروسکش شد،منم به روی خودم نیاوردم و به کارم ادامه دادم و تو دلم گفتم چه خوب لابد سرگرم شده و یادش رفته.
چند دقیقه بعد گفت مامان نگاه کن:
عروسکش رو بالا گرفته بود تا ببینمش:
مامان نی نی هیچ وقت دروغ نمی گه!
جا خوردم...من دیر کرده بودم و فکر کرد که بهش دروغ گفتم...
ببینید ما الان با چه جوجه هایی سر و کار داریم (شکلک یه مادر شرمنده از دختری و نی نی !)
برچسبها: دختری