آنکه نور از سرانگشت زمان برچیند
پوستر مولاژ گوش رو از پشت کمدش پیدا کرد.
برچسبها: دختری
خوشش اومده ،تنها اشکالش این بود که تند تند سوال می کرد و ما هم از کل اجزای گوش بیرونی،میانی و داخلی اسم لاله و حلزون گوش یادمون بود و پرده صماخ.
یواشکی کتاب فیزیولوژی رو باز کردم تا اسم استخوان های گوش رو مرور کنم.
پوستر رو روی دیوار اتاقش نصب کردم.
روی میز نشست و دست میذاشت روی هر قسمت تا درس پس بدم.
حلزون رو نشون داد.
گفتم:حلزونه گوشه.
سرش رو تکون داد: آره مثله گری کوچولو(حلزونه باب اسفنجی)!
برچسبها: دختری