در عالم خیال به چشم آمدم پدر
بابا کت جدیدش رو پوشید و در نیورد.
گفت راحته
گرمش نیست.
گمونم تا بار دیگه که دیدار تازه کنم مرتب برود سراغش و بویش کند.
حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿
گفت راحته
گرمش نیست.
گمونم تا بار دیگه که دیدار تازه کنم مرتب برود سراغش و بویش کند.