نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

بره اش را در کوهها گم کرده است

دست هامو میگیره تو سینه اش...

زل میزنه به صورت غمزده من

میگه:

تو خیلی مامان عزیزی هستی،حالا یه نفس عمیق بکش و بگو من قوی هستم...من خوشحالم.

و کلی دیالوگ های عجیب و غریب که نمی دونم از کجا گیر آورده بود.

خلاصه یاس خیلی مامان مهربونیه

:) 

البته گاهی وقتا...

الان لحن عوض شد...میگه پاشو یه ژله بده بخورم یا یه نیشگون تیزت میگیرم!


برچسب‌ها: دختری
+ نوشته شده در  ۱۳۹۴/۰۵/۱۲ساعت 2 PM  توسط نگار  |