نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

شانه های خسته ی غرور من

چهار زانو نشست رو صندلی...

تو دلم گفتم این دیگه از کجا اومده و احتمالا اولین باره رو صندلی هواپیما نشسته.

این فکرها با من ادامه پیدا میکرد اگه دردها رو روی داریه نریخته بود.

مریض بد حال که بدون همراه از سی سی یو رهایش کرده بودن تا خودش را تسلیم بیمارستان دیگری در تهران کند ...

قضاوت ناگریز است.

انکار ناممکن.

خدا کنه که برگرده تا بتونه اولین دیکته پسرش رو بگه🙏


برچسب‌ها: هم قطار
+ نوشته شده در  ۱۳۹۴/۰۸/۱۶ساعت 8 PM  توسط نگار  |