چو رودکی شوی و همچو شعر تر بروی
گفت عمر سفر کوتاهه...
برچسبها: خودم, دختری
جمله اش بوی حسرت میداد.
راست میگه
بچگی ها که آدمهای اطرافمان مهربونتر بودن
و پایمان به رزو هتل و بلیط برای سفرها وا نشده بود
با ماشین خودمان میرفتیم خانه ی اقوام
هر کدام روی گشاده تر...سهم میزبانی اش بیشتر.
حالا سفرها روح قدیم را ندارد.
....
بد هم نشد
چند روزی بعد از کار در خانه به رویم باز شد
بوی غذای تازه و چای آماده
باخوشحالی بچه ها به استقبالم آمد.
حیف که عمر سفر کوتاهه...
برچسبها: خودم, دختری