500 تومن دلخوشی
سارافون خال خالیش رو پوشیدم.
برچسبها: خودم, دختری
موهاش رو دم اسبی کردم.
یه بستی یخی برداشت؛
سمت من اومد
بوی خوش دهانش و تازگی بستنی بهم خورد.
گاز زد و همراه پدرش رفت کلاس.
دلم خواست.
یکی از یخچال برداشتم.
مثل یاس شمرده شمرده گاز زدم.
تا آخرش لذت بردم.
بیشتر از بوی خوشش.با این که میدونستم بو و رنگ وطعمش از مواد صناعی آب میخوره.
تهش نگاهی به جلد بستنی انداختم.
500 تومن
فکر نمی کردم هنوزم بستنی 500 تومنی باشه.
خوشی گه گاهی ارزون تموم میشه!
برچسبها: خودم, دختری