نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

زندگی آغاز شود

گفت خوش به حال حسنا

دختر خانم تیچرمون 

امروز تولدش بود...

گفتم خوب شما هم یکماه دیگه تولدته اونوقت حسنا میگه خوش به حال یاس.

گفت من دیگه تولد نمی خوام.قهر کرد.

خلاصه همون روز کفش و لباسش رو گرفتیم و کلی وسیله دیگه که ظاهرا همین امسال مد شده.

کیک رو سفارش دادیم و خسته برگشتیم خونه.

یعنی فرصت نداد ار مربی مهد بپرسم اونروز بچه ی دیگری قرار تولد داره یا نه!

خلاصه دختری تولد 6 سالگی یکماه زودتر برگزار شد.

شنبه هم دوقلوها قرار تولد گذاشتن.

تو مهد دور تولد...

چشم و هم چشمی بین جوجه ها شدت گرفته!


برچسب‌ها: دختری, تولد
+ نوشته شده در  ۱۳۹۵/۰۴/۳۰ساعت 7 PM  توسط نگار  |