یاس و مریم می گذارم؛توی گلدانی که دیگر نیست
رفتیم و از محله جدید خانه باباجون یاسی دیدن کردیم.
برچسبها: همسری, مادر
ارتفاعش بالاتر بود
رنگ خیابونهاش عوض شد.
گفتم خوب شکر خدا حال و هواش عوض میشه.
این کوچه ها رنگ و بوی خاطره ای نمی ده.
فراموش کردن هم اگه لازم باشه به این راحتی ها نیست.
گفته بودم که؛ خاطره ها و یادها مثل جرقه ای زیر خاکستر می مانند.
منتظر وزش نسیمی هستن.
برچسبها: همسری, مادر