رخ از تقدیر پنهان چون توان داشت
عصر به گل های کاغذی زل زده بودم.
برچسبها: خودم, باغچه
به خاطر رنگ گلهاش...شاید هم حشرات زیادترش بلبل خرماها رو جمع میکنه.
بعد مدتها غوغا بود تو حیاط
عصرها پاییزی شده و مرغان هوا زودتر سراغ شام می آیند.
اینجا برگی زرد نمی شود عزیز
امسال لیموهایم نیمه رسیده زرد شدند و پای درخت ریختند.
کوچک و بی آب...
خوب طفلی درختم خوب آبیاری نشد.
راستش رمق آبیاری نداشتم.
همین سبزی درخت های توت هم به زحمت نگه داشتم.
وقت زیادی ندارم و کلی کار مانده.
باید کمدها رو جادار کنیم.
وسایلت روی زمین نماند عزیز!
برچسبها: خودم, باغچه