نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

رخ از تقدیر پنهان چون توان داشت

عصر به گل های کاغذی زل زده بودم.

 به خاطر رنگ گلهاش...شاید هم حشرات زیادترش بلبل خرماها رو جمع میکنه.

بعد مدتها غوغا بود تو حیاط

 عصرها پاییزی شده و مرغان هوا زودتر سراغ شام می آیند.

اینجا برگی زرد نمی شود عزیز

امسال لیموهایم نیمه رسیده زرد شدند و پای درخت ریختند.

کوچک و بی آب...

خوب طفلی درختم خوب آبیاری نشد.

راستش رمق آبیاری نداشتم.

همین سبزی درخت های توت هم به زحمت نگه داشتم.

وقت زیادی ندارم و کلی کار مانده.

باید کمدها رو جادار کنیم.

وسایلت روی زمین نماند عزیز!

 


برچسب‌ها: خودم, باغچه
+ نوشته شده در  ۱۳۹۵/۰۶/۱۸ساعت 11 PM  توسط نگار  |