نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

می گریزم در پناه مدرسه

امسال بچه مدرسه ای داریم.

شب خواب دیدم جشن روز اول ده روز جلو افتاده.

من یاسی رو بردم مهد و نمی دونستم

مدیر گفت حتما باید حضور داشته باشین.

خلاصه تو خواب با هول رفتم دنبالش

جلو در مدرسه دنبال کفش هام بودم و پیدا نمی کردم.

....

الان متوجه شدم ضمیر ناخودآگاه ام درگیر اول مهره.

دیروز پیامهای گروه پدران کلاس اولی های مدرسه رو می خوندیم.

کلی خندیدیم از سوالاتشون؛ یکی پرسیده بود برای جشن مادر بیاد همراه بچه یا پدر؟؟؟

 حالا وضعیتم بهتره چون ضمیر خودآگاه پدرهای نگران رو هم دریافتم😊


برچسب‌ها: دختری, مدرسه
+ نوشته شده در  ۱۳۹۵/۰۶/۲۱ساعت 7 AM  توسط نگار  |