نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

سر گل دارم

زنگ بخش رو زدیم

از دو تا در عبور کردم تا رسیدم

خلوت بود.فقط تو تاریکی اتاقی مادری کنار بچه اش خواب بود.

روی تخت دراز شدم.

پرستار نوار قلب تو را گرفت.

دستگاه را که قرار داد رفت.

من ماندم و تو...

صدای قلبت مثل پر زدن پروانه کوچکی درون تنگ بلور بود.

من بودم و صدای بال زدن پروانه ای بیقرار...

اگر میدانستی صدای بال و پرت چقدر آرامش بمن هدیه کرد.

پلک هایم بسته شد...تو را میدیم که درون من با دست های کوچک بال میزنی.

به بدن خسته ی من انرژی میدهی...

دوست داشتم ساعت ها صدای قلب کوچک را می شنیدم و به خواب عمیق شیرینی فرو میرفتم.


برچسب‌ها: عزیز دلم, سی هفتگی
+ نوشته شده در  ۱۳۹۵/۰۷/۲۵ساعت 10 AM  توسط نگار  |