نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

فراموش کنم هر چه گذشت

خب گذشت.

فکرش از خودش سخت تر بود که تو این شرایط گلیم خودم و بچه رو به تنهایی از آب بیرون بکشم.

مامان هم اومد...خوبیش فقط حضورش بود و اگرنه یه جورایی بچه هام دو تا شدن!

از همه سخت تر صبح ها بود.

شب ها نخوابیدم ولی صبح زود بیدار شدم تا بچه رو شال و کلاه کنم و برسونم سر ایستگاه.

گذشت...

دروغ چرا؟ الان بیشتر از همه دلم برای آخرین ساعت شب تنگ شده که لای کتاب نیمه تمامم را باز کنم.

 


برچسب‌ها: خودم
+ نوشته شده در  ۱۳۹۵/۰۸/۲۵ساعت 11 PM  توسط نگار  |