نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

نامه ای از آذر

سلام

این نامه را از آخرین آذر من بدون تو مینویسم در حالیکه صدای قطره های باران پشت پنجره موسیقی عجیبی می نوازد.

پسرکم...

آذر ماه عجیبی است

مثل بارش این باران

شب تا صبح بیدار بودم

فقط چند قطره بارید

صبح خبری از بلبل ها و گنجشکها نبود

به گمانم دست آذر برایشان رو شده.

بعد رگبار زد

اندکی گذشت و نم نم باران برگهای سبز روشن درختها را نوازش میداد.

صدای موسیقی به اوج می رسد و به ناگاه حرکات دست رهبر ارکستر کند و کند تر میشود.

موسیقی ملایم میشود و به جان مینشیند. 

پسرکم...

نمی دانم در سفر تولدت آخرین ایستگاه کدامست 

شاید قبل رفتن آذر مسافرتمان به پایان رسید.

فکرش را بکن

میشوی پسرک آذری من

همان قدر جذاب...مثل رگبار آذر ماه

همان قدر ملایم

مثل نم نم باران هایش! 


برچسب‌ها: عزیز دلم, آذر ماه
+ نوشته شده در  ۱۳۹۵/۰۹/۰۶ساعت 7 PM  توسط نگار  |