نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

برگ های پاییز را جارو میکنم

منتظرم تا پرستار سابق یاس پیام بده.

شاید هم زنگ بزنه.

قرار بود بیاد دیدنم،برام غذای محلی کرمانشاه بیاره.

منم بی تابم.

داستانم را مرور میکنم.

شبی پاییزی سردی که یاس و پدرش پشت در بیمارستان تو ماشین خوابیدن!

منتظرم بیاد تا بی وقفه ای شروع کنم به تعریف داستانم.

مثل دو روز پیش تو آرایشگاه که برای مادر همکلاسی یاس و بعد همکار قدیمی ام داستان رو تعریف کردم.

بی توجه به شلوغی دور و برم و گوشهایی که داستان را می شنوند و قضاوتهایی که می کنند.

الان فقط به گوشهای که می شنوند نیاز دارم و شاید نیاز باشد که برای n بار دیگه داستان بگویم.

کلید واژه هایش را مرور میکنم.

 


برچسب‌ها: خودم
+ نوشته شده در  ۱۳۹۵/۱۰/۰۷ساعت 10 AM  توسط نگار  |