نگار یارا

حوصله ام بکشد اینجا را هم گردگیری میکنم🌿🌿

منم بحر و تو یکی ماهی

دریا روح دارد. روح بزرگی دارد گاهی آبی لاجوردی است

گاهی نقره فام است

گاهی سبز و گاهی تیره و تار

این را من می دانم

من که هر روز کنار دریا ماشین را پارک میکنم

من هر روز از دریا شعر میشنوم

دلم خنک میشود و آهی محکم از گلویم آزاد می شود

گفتی چرا آه

خوب دریا مادر ماست

دلم میگیرد که صبح ها عزیزانم مادرشان را نمی بینند و جان نمی گیرند

زمین هم مادر ماست.مادر طبیعت ما

ولی دریا مادر روح ماست

امروز دریا بهشت بود

نسیم با موجها دست به یکی کرده بود و داشت مردگان را زنده میکرد

من یقین دارم که امروز روح دریا در مردگان دمیده میشد

دوست داشتم یه دل سیر عزیزانم را کنارش میذاشتم

خوب می شدند...جیغ می زدند؛روح می گرفتند!

حیف که نشد.

 


برچسب‌ها: خودم, دریا
+ نوشته شده در  ۱۳۹۵/۱۲/۱۷ساعت 1 AM  توسط نگار  |